ناشر: پژوهشکده مطالعات ابرار معاصر تهران وابسته به پژوهشگاه مطالعات امنیت و پیشرفت
سال انتشار: ۱۴۰۴ خرداد ماه
تعداد صفحات: ۲۵۱ صفحه
شابک ۹۷۸-۹۶۴-۵۲۶-۴۱۸-۳ :
نویسنده : سجاد مینادی
قطع کتاب : رقعی
خلاصه کتاب سیاست خارجی اسرائیل و تفکر اسطورهای
این کتاب میکوشد توضیح دهد چرا سیاست خارجی اسرائیل در برخی بزنگاهها از الگوهای محاسبهگرانه و واقعگرایانه فاصله میگیرد و به کنشهایی میرسد که با «هزینه–فایده» معمول در سیاست بینالملل همخوان نیست. مسئلهی مرکزی دقیقاً این است که «تفکر اسطورهای» چگونه میتواند چنین سیاست خارجیای را ممکن کند؛ یعنی چگونه یک صورتبندی معناییِ اسطورهپایه با ساختن ذهنیتِ تصمیمگیرندگان، زمینه را برای کنشهای غیرواقعگرایانه فراهم میسازد.
نویسنده برای پاسخ، از یک مسیر نظری نسبتاً غیرمتعارف وارد میشود: اتکا به آرای ارنست کاسیرر درباره «اندیشهی اسطورهای» و سپس پیوندزدن آن با تحلیل گفتمان (بهویژه روایت) تا نشان دهد اسطوره در سیاست، صرفاً محتوای چند داستان تاریخی نیست، بلکه یک «شیوهی اندیشیدن» و یک «صورت گفتمانی» است که جهان سیاسی را برای سوژهها قابل فهم و قابل عمل میکند. اهمیت ادعای کتاب در همین نقطه است: بهجای اینکه بپرسیم کدام اسطورهها برای توجیه سیاستها استفاده شدهاند، میپرسد خودِ صورت اندیشهی اسطورهای چگونه سیاست را تولید و امکانپذیر میکند. نویسنده صریحاً تأکید میکند که این استفاده از خوانش کاسیرریِ «تفکر اسطورهای» برای توضیح سیاست خارجی (نه صرفاً توجیه آن) در ادبیات رایج کمتر دیده شده و بهمثابه یک مشارکت نظری عرضه میشود.
در این چارچوب، «صورت گفتمانی اسطورهپایه» مجموعهای از عناصر بههمپیوسته است که در کلیتی معنادار وحدت مییابند و بهصورت یک نظام معنایی، کیفیت اسطورگی پیدا میکنند؛ نظامی که از طریق آن، کنشگر سیاسی جهان را تفسیر میکند، دوست و دشمن را نامگذاری میکند، و حتی امکانهای دیپلماسی یا جنگ را از پیش محدود یا گشوده میسازد.
نکتهی روششناختی کتاب این است که برای نشان دادن این سازوکار، به سراغ متون میرود؛ یعنی دادههای اصلی تحقیق، سخنرانیها و بیانات کارگزاران مهم سیاست خارجی اسرائیل است که در دورههای مختلف تولید شدهاند. نویسنده پنج متن/سخنرانی را بهعنوان نمونههای کانونی برمیگزیند: بنگوریون (۱۹۴۹)، آریل شارون (۲۰۰۵)، شیمون پرز (۲۰۱۳)، نتانیاهو (۲۰۱۵) و نتانیاهو (۲۰۲۰). انتخاب این متون هم به خاطر تنوع موقعیتهای تاریخی است و هم برای اینکه نشان دهد تفکر اسطورهای محدود به یک جناح (راست یا چپ) نیست و در کلیت نظم معنایی صهیونیستی قابلیت بازتولید دارد.
کتاب پیش از ورود به مصادیق سیاست خارجی، «خاستگاه گفتمانی» این اسطورهمندی را در صورتبندی صهیونیسم توضیح میدهد و نشان میدهد که چگونه اسطورههای مدرن و نزدیکتر (مثل ماسادا و بارکوخبا) در کنار روایتهای دیگر، برای تکمیل پروژهی مشروعیتبخشی به «احیای سرزمین» و «حقانیت قوم» به کار آمدهاند؛ اسطورههایی که قرار است احساس قهرمانانه، مقاومت، ایثار و ازخودگذشتگی را برانگیزند و مخاطب را به پذیرش کلیت گفتمان سوق دهند. از اینجا به بعد، کتاب نشان میدهد وقتی چنین نظام معنایی تثبیت شد، میتواند به سیاست خارجی هم سرریز کند و در سطح تصمیمگیری، جهان را بهصورت خاصی «قابل دیدن» کند: سرزمین، زمان، تهدید، و حتی خودِ سیاست، از یک امر پیچیده و چندلایه به امرهایی سادهسازیشده، اخلاقیشده و مطلقسازیشده تبدیل میشوند.
برای توضیح دقیق این تبدیل، نویسنده از مقولات اندیشهی اسطورهای در خوانش کاسیرری استفاده میکند و آنها را در متنها و روایتهای سیاست خارجی دنبال میکند. یکی از این مقولات «تشابه» است: جایی که نمادها ایدئولوژیک میشوند و خاصیت چندمعنایی خود را از دست میدهند؛ به زبان ساده، تفاوتها و پیچیدگیهای بازیگران و موقعیتها در یک الگوی تکرارشونده حل میشود و جهان به شکل «تهدیدهای همسنخ» دیده میشود. در امتداد همین سازوکار، سیاست به دوگانههای سخت نزدیک میشود و امکانهای میانی کوچک میگردد. کتاب این را با مفهومی مثل «حداکثرگرایی» توضیح میدهد: وقتی ابژه (مثل امنیت، سرزمین، یا پذیرش کامل شرایط اسرائیل) حالت شهودی و مسخشده پیدا کند، راههای دیگر سیاسی و دیپلماتیک بسته میشود و آینده در یک کلیت وحدت مییابد: یا طرف مقابل شرایط را میپذیرد و صلح میشود، یا نمیپذیرد و جنگ.
مقولهی «کیفیت» در این چارچوب، بهطور خاص در ایدهی «برگزیدگی قوم یهود» برجسته میشود. نویسنده نشان میدهد در متون بررسیشده، «قوم یهود» بهعنوان ابژهی آگاهی پررنگ است و برگزیدگی بهمثابه یک ویژگی کیفیِ متمایزکننده عمل میکند؛ ویژگیای که با اینهمانیِ جزء و کل (قوم یهود/اسرائیل) به سیاست هم سرایت میکند و ارزشها را بهجای اینکه از مسیر بحثهای پیچیده اخلاقی یا سیاسی ساخته شوند، در خودِ قوم برگزیده متجسد میگردانند. به این ترتیب، صلح و جنگ، خوب و بد، زیبا و زشت، و حتی سرزمین، از حالت انتزاعی و چندلایه خارج میشوند و در نسبت با «قوم برگزیده» معنا پیدا میکنند.
در کنار آن، مقولهی «فضا» به شکلگیری تصور یک «مای ملیِ مقدس» کمک میکند و مقولهی «زمان» گذشتهگرایی و نگاه تقدیرمحور را تقویت میکند؛ یعنی رهبران خود را در نوعی زمانِ جادویی مییابند، گذشته را به حال میآورند، و راهبردهای متعلق به گذشته را در اکنون به کار میگیرند، همراه با نوعی سرنوشتگرایی که بر اساس آن، کنشگر تصور میکند با یک حرکت اولیه، نیروهای قدسی/تاریخی در مرکز امور قرار میگیرند و نامحتمل را ممکن میکنند.
و نهایتاً مقولهی «کمیت» به «معنویکردن سیاست و برآمدن رهبر معنوی» نزدیک میشود؛ یعنی سیاست از امر قابل مناقشه و قابل سنجش، به امر دارای تقدس و رسالت تبدیل میشود.
با این بنیان مفهومی، کتاب وارد بخش تجربی میشود و نشان میدهد چگونه این صورتبندی اسطورهمحور در بزنگاههای تاریخیِ جنگها و توافقها عمل کرده است. نویسنده در هر مورد، ابتدا قرائت واقعگرایانه رایج را طرح میکند، محدودیتهای آن را نشان میدهد، و سپس توضیح میدهد چگونه عناصر اسطورهای میتوانند فهم دقیقتری از «چرا چنین شد» به دست دهند. حوزهی جنگها شامل نقاط عطفی مثل جنگ سینا ۱۹۵۶، جنگ ششروزه ۱۹۶۷، جنگ رمضان ۱۹۷۳، تهاجم به لبنان ۱۹۸۲ و جنگ دوم لبنان ۲۰۰۶ است. برای نمونه، در جنگ سینا، کتاب روایت میکند که اسرائیل در ۲۹ اکتبر ۱۹۵۶ به مصر حمله کرد و این حمله از پیش با بریتانیا و فرانسه هماهنگ شده بود و در چند مرحله طراحی شد.
اما نکتهی تحلیلی مهم آنجاست که وقتی مخالفت شدید آمریکا (بهویژه آیزنهاور) آشکار شد، اسرائیل ناچار به عقبنشینی از سینا شد؛ در اینجا نویسنده این وضعیت را به زبان «کارگزار/ساختار» هم توضیح میدهد: میل اسطورهایِ بنگوریون به رسیدن به ابژه و قدرتطلبی، محدودیتهای ساختاری را سریعاً نمایان کرد و در نتیجه، رفتار اسرائیل با پذیرش محدودیتهای ساختار تغییر کرد و عقبنشینی رخ داد. یعنی اسطوره میتواند حرکت را شتاب دهد، اما ساختار بینالملل میتواند سقف امکانها را اعمال کند.
در جنگ ششروزه ۱۹۶۷ نیز کتاب ریشهها را در بحرانهای پیشینی و بهویژه تنشهای مربوط به سوریه (مناطق غیرنظامی، آب، و فعالیتهای سازمانهای چریکی فلسطینی) دنبال میکند و نشان میدهد چگونه فضای تهدیدآمیز منطقهای و تصمیمات جهان عرب در میانه دهه ۱۹۶۰ در متنِ ادراک اسرائیل از «تهدید وجودی» قرار میگیرد.
در قرائت کتاب، مسئله فقط این نیست که تهدیدها وجود داشتند؛ مسئله این است که گفتمان اسطورهپایه چگونه تهدیدها را در قالبهای عاطفی-اخلاقی و مطلق سامان میدهد، تصمیمگیر را به سمت گزینههای حداکثری سوق میدهد، و امکانهای دیپلماتیک را از حیث روانی و معنایی تضعیف میکند. همین منطق در امتداد فصل جنگها، در تداوم تنشها پس از ۱۹۶۷ و زمینههای جنگ رمضان، و سپس در منازعات لبنان نیز دنبال میشود.
بخش توافقها نیز دقیقاً با همین منطق پیش میرود. کتاب مجموعهای از رخدادهای کلیدی را بررسی میکند: کمپ دیوید، الحاق جولان، مادرید، اسلو و سپس دورهی انتفاضه ۲۰۰۰ تا ۲۰۰۳.
ایدهی اصلی این است که سیاست خارجی اسطورهمحور فقط در «جنگطلبی» خلاصه نمیشود؛ حتی صلح هم میتواند «اسطورهای» شود، یعنی در همان دوگانهی سختِ «پذیرش کامل/رد کامل» قرار گیرد. در چنین وضعی، مذاکره نه عرصهی مدیریت تعارض، بلکه میدانِ اثبات حقانیت، طرد دیگری، و تثبیت روایتِ خودی میشود. اینجا است که «مشروعیتبخشی به خود و طرد دیگری» بهعنوان یک سازوکار گفتمانی، نقش تکوینی پیدا میکند و به جای اینکه سیاست خارجی صرفاً پاسخی به محیط باشد، به بازتولید یک جهانِ معنایی تبدیل میشود که در آن، برخی گزینهها اساساً «قابل تصور» نیستند.
در جمعبندی، کتاب یک تصویر لایهمند ارائه میدهد: اسرائیل (مانند بسیاری از کنشگران) ترکیبی از رفتارهای واقعگرایانه و غیرواقعگرایانه دارد و در دورههای مختلف، نسبت این عناصر تغییر میکند؛ اما آنچه کمتر بهطور نظاممند دیده شده، نقش «تکوینی» تفکر اسطورهای در ممکنکردنِ بخش غیرواقعگرایانهی این سیاست خارجی است. به زبان ساده، نویسنده میگوید اگر فقط از بیرون و با مدلهای عقلانی نگاه کنیم، بخشی از رفتارها مبهم میماند؛ اما اگر ببینیم چگونه یک صورتبندی گفتمانیِ اسطورهپایه ذهنیت میسازد، نمادها را ایدئولوژیک میکند، زمان و فضا را مقدس میکند، و سیاست را اخلاقی-تقدیری میسازد، آنوقت میتوان فهمید چرا تصمیمگیریها گاه به سمت حداکثرگرایی، قطعیت، و دوقطبیسازی میل میکنند، و چرا حتی شکستها لزوماً این منطق را از بین نمیبرند، بلکه ممکن است آن را در قالبهای تازه بازتولید کنند.
سفارش تلفنی: ۰۲۱۸۸۸۰۲۴۷۶ و ۰۹۱۰۸۶۰۷۵۱۸
خرید حضوری: تهران، خیابان کریمخان زند، خیابان حافظ، نرسیده به رودسر، پلاک ۴۶۳ (کافهکتاب طاها)
